پیش از این در نشریه مونوریل گفتگویی داشتیم با یکی از مناظرهگرهای معروف مالزی که معتقد بود مناظره راهیست برای ایجاد صلح. چند هفته پیش با شنیدن خبر مسابقهی مناظره در دانشگاه یو.پی.ام.، فرصت را غنیمت دیدم تا از نزدیک شاهد این رقابت باشم.
مطلبی که میخوانید گزارشیست از مسابقه "قهرمانی بزرگ مناظره سردانگ 2009". "قهرمانی بزرگ مناظره سردانگ" پنج سال است که صورت پیاپی در دانشگاه یو.پی.ام. و در سطح کشوری برگزار میشود. البته امسال برای اولینبار با حضور چند مناظرگر از کشورهای سنگاپور و اندونزی رقابت در سطح منطقه گسترش پیدا کرده بود.
این برنامه در ساختمانی به نام "مرکز آموزش و تدریس" دانشگاه یو.پی.ام. که پر از کلاسهای درس و اتاقهای مطالعه است انجام شد. دانشجویان در تور 4 روزه به صورت تماموقت در این رقابت شرکت کردند و بخش عمدهی هزینهی اقامت و تغذیهی آنها به عهدهی اسپانسرهای مالی بود. دانشگاه یو.پی.ام.، سازمان مبارزه با فسادمالی مالزی و وزارت آموزشعالی کشور حمایت مالی این برنامه را بر عهده داشتند.

به ساختمان که رسیدم دانشجویان به داخل سالن همایش دعوت شدند و من نیز همراهشان وارد شدم. در واقع آنها از صبح آن روز دو مناظره را انجام داده بودند و اکنون برای مرحلهی بعدی آماده میشدند. جوانی افغانیتبار مجری برنامه بود و بعد از چند تذکر آیین نامهای از همه خواست تا کاغذ و قلمهای خود را آماده کنند.
15 دقیقه و فقط 15 دقیقه
جمع حاضر به تکاپو افتاد چرا که قرار بود تا لحظاتی دیگر موضوع مناظرهی بعدی از سوی کمیتهی داوران اعلام شود. علاوه بر این جدولی موضعگیری افراد به موضوع را هم مشخص میکرد. در واقع این جوانان تا 15 دقیقه پیش از مناظره نه از موضوع بحث خبر دارند و نه از موضعگیری موافق و یا مخالفشان.
مجری که حسابی حضار را مشتاق و آماده دید با هیجان خاصی موضوع مناظره را به نمایش درآورد؛ "آیا همهی کشورها حق داشتن سلاح اتمی را دارند؟" و سپس جدولی گروهها و موضعگیری موافق و مخالف شرکتکنندهها را مشخص کرد. ناگهان هیاهویی در سالن برپا شد و در چشم برهمزدنی دانشجویان در گروههای دو نفره در گوشه و کنار محوطه مشغول بحث شدند؛ یادداشت بر میداشتند، خط و رسم میکشیدند و نکات و عباراتی را روی کاغذ برجسته میکردند. 15 دقیقه تمام شد و افراد آماده بودند تا در اتاقهای مختلف مناظره کنند.

مسئولین بنا به روش و اسلوبی که بر میگزینند به صورتهای متفاوت مسابقات مناظره را برگزار میکنند. مسابقه یو.پی.ام. با ساختار "مناظره پارلمانی انگلستان" ترتیب داده شده بود. بر این اساس در هر کلاس چهار گروه دونفره که نیمی از آنها موافق و نیمی دیگر مخالف هستند مناظره میکنند. رو به روی افراد یک هیات داوری سهنفره شاهد بحثها خواهد بود و منشی گروه ساعت و زمان باقیمانده را با به صدا آورد یک زنگ اعلام میکند.
اظهارنظرهای اتفاقی
از حسن اتفاق تمام کلاسها پر شد از نام ایران و مساله هستهای و حواشی آن. به یکی از کلاسها وارد شدم و نشستم. گروه اول داشتن تسلیحات نظامی اتمی را حق تمام کشورها میدانست. این گروه استدلالهای خود را با توجه به مسائل اخیر در دنیا بیان میکرد. در بین صحبتهای او، دو گروه مخالف سعی میکردند مخالفت خود را با بالابردن دست و اجازه برای مطرحکردن سوال اعلام کند. گاهی سخنران به آنها اجازه طرح سوال میداد و گاهی نیز تشکر میکرد و به حرفهایش ادامه میداد. سپس گروه مخالف پشت میز آمد و در رد استدلالهای حریف سخنرانی کرد. در همین حال همگروهی او با جوسازی به تایید او میپرداخت اما گروه اول نیز ساکت نمینشست و اجازهی سوال میخواست. گروه سوم مجددن به موافقت از موضوع پرداخت و مخالفان را به چالش کشید و سرانجام گروه آخر مخالف خود را بنا بر اطلاعات و شرح جریانهای سیاسی بیان کرد.

سپس هیاتداوران از افراد خواست دقایقی اتاق را ترک کنند تا بعد از مشورت برندههای این مناظره را به صورت گروه اول تا چهارم اعلام کنند. در بین مناظره به کلاسهای دیگر هم سر کشیدم. بدونشک منظرهی جالبی بود. به خصوص اینکه مدام باید در ذهن مرور میکردم که موافقت و مخالفت اینها نه از سر اعتقاد که تنها نمایش فنبیان و بهرهگیری درست و بهموقع از قدرت استدلال بود. اینکه برای مثال موضعگیری موافق و مخالف این افراد نسبت به انرژی هستهای ایران _که به بحث اصلی بدل شده بود_ نه از سر اظهارنظر شخصی و قلبی که تنها بر حسب اتفاق و قرعهکشی بود!
گفتگو با دو مناظرهگر
ابتدا با گروه موافق صحبت کردم و به شوخی از بابت موضعگیری آنها نسبت به ایران تشکر کردم. فنچینی دانشجوی حقوق دانشگاه KDUست و از 15 سالگی مناظره میکند. او معتقد است که مناظره "فن چگونه بیانکردن" است. فنچینی معتقد است مناظره به او کمک کرده تا بیشتر بخواند و گوش کند و از کنار مسائل بحثبرانگیز اجتماعی در دنیا به راحتی عبور نکند. او میگوید من در حال سرمایهگذاری بر روی خودم هستم و دوست دارم با کسب مهارت در فن مناظره بتوانم در جامعه از افکار خودم دفاع کنم.
فنچینی با خنده میگوید امروز صبح بر اساس قرعهکشی مجبور شدم از فاحشهها در جامعه دفاع کنم. مسلمن حرفهایی که زدم اعتقادهای قلبی خودم نبود اما وقتی مجبور شدم به موافقت بپردازم از قدرت بیان و استدلال بهره گرفتم. بعد با خودم فکر کردم به راستی میتوان به این موضوع جور دیگری هم نگاه کرد و با در نظر گرفتن جبر اجتماعی و اقتصادی گروه مخالف را به چالش کشیدم.
از دوستش که در گروه مخالف بود پرسیدم آیا این کار شما غیراخلاقی نیست؟ اینکه حقیقت زیر لوای سخنوری نادیده گرفته میشود؟ پَرآشان 27سال دارد، 10 سال است که مناظره میکند و در رشتهی اقتصاد تحصیل کرده است. او میگوید در مناظره کسی به دنبال حقیقت نیست. مناظره فنی آکادمی و علمیست. اما بسیاری از افراد در شروع یادگیری با این حس روبهرو میشوند که مرتکب عملی غیراخلاقی شدهاند.
به نظر پرآشان مناظره به ما کمک میکند تا احمق نباشیم و به راحتی حرف دیگران را نپذیریم. در عین حال کمک میکند تا تحمل حرفهای مخالف را داشته باشیم و بدانیم که هیچ اعتقادی مطلق نیست و حتما مخالفانی دارد. پرآشان معتقد است فن مناظره او را از سیاه یا سفید بودن خارج کرده و به انسانی خاکستری بدل کرده است. او میگوید جدای از این مسائل این فن در زندگی شخصیاش تاثیر زیادی داشته؛ از خرید ماشین و مصاحبه برای استخدام گرفته تا جلب توجه دختر مورد علاقهاش و حتی دفاع از پایاننامه در دانشگاه.
گفتگو با دو داور
به اتاق برمیگردم و با دو تن از داوران صحبت میکنم. ابراهیم از استادهای پارهوقت دانشگاه یو.پی.ام. است. از او دربارهی نحوی ارزیابی سوال میکنم. او میگوید ما در 3بخش افراد را سنجش میکنیم؛ 1) قدرت استدلال، 2) شخصیت و رفتار، و 3) محتوا و میزان اطلاعات. علاوه بر این هر گروه وظایفی نیز دارند. گروه اول باید به درستی مساله را طرح کند.
گروه دوم باید با در نظر گرفتن گفتهها مخالفت خود را مستدل کند و بحث را به چالش بکشد. گروه سوم علاوه بر جواب به مسائل مطرح شده، باید بحث را گسترش دهد و در نهایت گروه آخر وظیفه دارد با طرح نظرات مخالف به بحث خاتمه دهد. ابراهیم نیز معتقد است درست و غلط در این بحثها جایی ندارد چراکه مهم طرز بیان و دفاع درست است.
او از طرفداران مسابقات مناظره در مالزیست و معتقد است این شبکه افرادی هستند که در آینده مقامهای اجرایی و مهمی را در کشور اداره خواهند کرد. ابراهیم میگوید دولت مالزی چندین سال است که به خلاف گذشته بر روی این مسابقات و آموزش مناظره در سطح دانشگاه سرمایهگذاری میکند چرا که نتیجه آن را در سطح مدیریت کشور دیده است.

دیگر داور این بخش "الکس" نام دارد که از دانشجویان MMUست. او معتقد است که مناظره ذهن را منظم میکند. میگوید آدمهایی که اهل مناظره هستند به راحتی و کورکورانه حرف دیگران را قبول نمیکنند. الکس معتقد است که مردم آسیا احزاب سیاسی و افراد مذهبی را بسیار خام و چشمبسته تایید و از آنها پیروی میکنند. این فن ذهن آنها را باز و منعطف میکند چراکه مناظره حق سوالکردن و استدلال را برتر از پیروی بیچون و چرا میداند.
الکس میگوید ما در مناظره یاد میگیریم که به حرفهای مخالف درست گوش بدهیم و این برای جامعه چندنژادی و چندمذهبی مالزی بسیار مفید است. از این طریق ما احترامگذاشتن به یکدیگر را تمرین میکنیم.
آرام و امیدوار در مسیر دموکراسی
مجری برنامه شرکت کنندهها را به سالن اصلی دعوت میکند تا ضمن خداحافظی با گروههای بازنده موضوع بعدی را اعلام کند؛ "آیا پزشکان باید از بیمارانی که رعایت سلامتیشان را نمیکنند (برای مثال سیگار میکشند) حق ویزیت بیشتری دریافت کنند؟". و دوباره مناظرهگرها با شور و اشتیاق سالن را ترک میکنند.
به نظر میرسد گاهی سادگی رفتار و ظاهر بیادعای این جوانان بسیاری از ما ایرانیها را به اشتباه میاندازد. در حالیکه دولت مالزی با سرمایهگذاری بر روی منابعانسانی کشورش این جوانهای ریزنقش و به ظاهر خجول را آرام و امیدوار در مسیر دموکراسی و آزادیبیان هدایت میکند.

نمایندهی وزیر آموزشعالی کشور در کتابچهی معرفی این مسابقه آوردهاست: این فعالیت روشنفکرانه امکان رشد تفکرات انتقادی به دانشجویان را میدهد. من امیدوارم همه دانشجویان از این امکان بهرهببرند و با بالابردن سطح دانش و تسط به زبان انگلیسی مهارتشان را در بیان تفکرات منتقدانه و مستدل افزایش دهند.
رییس مرکز مبارزه با تخلفات مالی مالزی نیز با آرزوی موفقیت برای شرکتکنندهها در این مبارزهی کلامی گفته است: این رقابت زمینهای را برای دانشجویان فراهم میکند تا چشمانداز وسیعتری نسبت به مسائل داخلی و خارجی داشته باشند.
رییس دانشگاه یو.پی.ام. نیز ضمن برشمردن اهمیت این مسابقات گفته است: رقابتهایی از این دست به ما کمک میکند تا رهبران و مدیران بالقوهای را برای ادارهی کشور تربیت و آماده کنیم چرا که بهطور مسلم مدیر خوب کسی است که به بهترین شکل مسائل را تحلیل و از آنها انتقاد کند.
بعداز ظهر خوبی بود. یکبار دیگر چهرهی دانشجویان را در ذهنم مرور کردم. بعضی از آنها دانشجویانی بودند که پیش از این در دانشگاه دیده بودم. بدونشک اظهار نظر آنها و میزان اطلاعات عمومیشان از مسائل اجتماعی داخلی و خارجی برایم غیرمنتظره بود. این دختران و پسران ریزنقش با ظاهری ساده و رفتارهایی دور از ادعا به راحتی میتوانند با تسلط به زبان انگلیسی، بر اساس اطلاعات عمومی و با بهرهگرفتن از قدرت استدلال و فنبیان راجع به مسائلی چون گسترش ایدز در آسیا، وضعیت احزاب سیاسی مالزی، درگیریهای فلسطین و اسراییل، دزدهایدریایی سومالی، نسلکشی در آفریقا، وضعیت بهداشت و قاچاق زنان در دنیا صحبت و اظهار نظر کنند.
به خانه که میرسم اولین درسهای فن مناظره را در اینترنت جستجو میکنم.
*****
به اطلاع دوستانی که در مالزی زندگی می کنند می رسانم که یونس زکریا که پیش از این در نشریه مونوریل گفتگویی داشتیم (لینک در بالای صفحه) کارگاه آموزشی برگزار کرده است. برای اطلاع بیشتر از تاریخ و جزییات بیشتر به این لینک مراجعه کنید.