به خودم گفتم چند روزی صبر کنم تا کمی ازعصبانیتم کم شود و بیشتر فکر کنم تا مطلبی مغرضانه ننویسم. حالا چند روزی از آن اتفاق گذشته ...
چند روزپیش همسایه مان که یک زن مسلمان از نژاد مالایی ست با من تماس گرفت و یک مشکل خانوادگی را درمیان گذاشت. به گوش هایم اعتماد نکردم و از او خواستم تا به منزلمان بیاید. به خودم گفتم هر طور شده او را به دیدن یک روانشناس ترغیب می کنم.
آمد، روبه رویم نشست و گفت: "به دنبال همسر دوم برای شوهرم هستم و دو هفته بیشتر فرصت ندارم". سعی کرد نگاه تعجب آمیز من را با توضیحاتی عجیب تر متقاعد کند که این تنها راه حل است. گفت سال گذشته دعا نویسی به وی اخطار داده بود که طلسمی در او نهفته است. این طلسم تا سال آینده منجر می شود که شوهرش برای همیشه ترکش کند و تنها راه حل این مشکل همسر دومی ست که توسط زن اول به شوهر پیشنهاد شود.
این دعا نویس ها در هر سه نژاد مالایی، هندی و چینی وجود دارند و با نام “Bomoh” خوانده می شوند. اکثرا مذهبی هستند و با دعا و ذکر و ... به درمان بیماران می پردازند. در واقع اعتقادات این گروه ریشه در تفکرات شَمَنیسم دارد که به سبب حضور معتقدان مذهب هندو و بودایی، کم کم در جنوب شرقی آسیا رواج پیدا کرده و حتی در بین مسلمانان مالزی نیز طرفداران زیادی دارند.
به چهره ی زن نگاه کردم و درماندگی زجرآوری را در وی یافتم. به او گفتم چطور به حرف این گونه افراد اعتماد می کنی؟ چه تضمینی برای بهبود وضعیت زندگی تو وجود دارد؟ چرا به پزشک و یا روان شناس مراجعه نمی کنی؟
او با کمی دلخوری گفت آن شخص یک فرد مذهبی ست و نه یک جادوگر. به خودم گفتم "مواظب باش، مذهب گاهی چنان مشت محکمی بر خِرَد آدم می کوبد که مجالی برای چون چرا باقی نمی گذارد". گفت من به پزشک نیز مراجعه کرده ام و از لحاظ فیزیکی و روانی سالم هستم. تنها دو هفته به پایان مهلتِ آن فرد فرصت دارم و بسیار نگران خودم و فرزندانم هستم. می ترسم از اینکه طلسم لعنتی مرا برای همیشه از فرزندانم جدا کند. حالم هر روز بدتر می شود و گاهی نسبت به شوهرم تندی می کنم. شوهرم ابتدا حرف های مرد مذهبی (این اصطلاحی بود که همسایه مان به کار می برد) را باور نمی کرد ، اما اکنون راضی ست.
قبلا درباره ی چند همسری در مالزی برایتان نوشته ام. این زن در آمریکا در رشته ی Business تحصیل کرده است و در هر سه شرکت همسرش شریک است. کار می کند و چهار فرزند دارد و قضیه اش با زنان بی سواد روستایی ما متفاوت است. او می گفت چند همسری در بین مردان مالایی پیروی از سنت پیامبر است و اکثرا بعد از پیشرفت مالی مختصری گرفتن زن دوم ، سوم و یا چهارم را در اولویت کارهایشان قرار می دهند.
پرسیدم چه کاری از دست من ساخته است. به خودم گفتم این زن برای مشورت و یا درد دل اینجا نیامده چرا که در برابر همه حرف های من موضع می گیرد و به آنچه می گوید کاملا معتقد است.
گفت شنیده است در ایران قانونی وجود دارد که زن ها را به ازدواج موقت درمی آورند. به نظرش دولتمردان ایران سیاست بسیار هوشمندانه ای اتخاذ کرده اند چرا که به زن اول و حتی شوهر، این اجازه را می دهد تا در مدت معینی به ارزیابی زن دوم بپردازند و این مساله از بسیاری از مشکلات خانوادگی جلوگیری می کند. از طرفی از آنجا که شرعی و اسلامی ست آدم ها احساس گناه نمی کنند ولی متاسفانه این قانون در مالزی وجود ندارد وگرنه من حاضرم 8 تا ده هزار رینگت بابت این وصلت موقت پول پرداخت کنم. او می خواست بداند آیا می توانم در بین دانشجویان ایرانی کسی را معرفی کنم.

برایش توضیح دادم که ازدواج دوم در شهرهای بزرگ ایران مرسوم نیست و بعضا در روستاها و در خانواده های تحصیل نکرده و بسیار سنتی اتفاق می افتد. داشتن چند زن حتی در بین مردان ایرانی نیز امر پسندیده ای به حساب نمی آید. برایش توضیح دادم در عین حال صیغه یا ازدواج موقت تفاوت چندانی با فاحشه گری ندارد مگر همان نداشتن احساس گناهی که شما را تا خانه ی من کشانده است و زنانی که در ایران تن به این ازدواج ها می دهند نیز اکثرا برای به دست آوردن همان پولِ بدون احساس گناه است. گفتم بعید می دانم این زن ها را در بین دانشجویان مجرد ایرانی بتوانی پیدا کنی که حاضر شوند با وجود شما به عنوان زن اول به ازدواج رسمی همسرت دربیایند.
با ناامیدی خانه مان را ترک کرد. در آستانه ی در، زنی را دیدم پیچیده در جهالت، تعصب و خرافه.
اما به خودم گفتم احتمالا این راه حل هوشمندانه ی! دولتمردان ما آوازه اش به تمام کشورهای اسلامی رفته است و در راستای اسلامی کردن گردشگری ایران، به زودی توریست های زیادی را روانه ی کشور خواهد کرد. توریست هایی که بدون احساس گناه و با مُهر شرعی تایلندی فریبا و اسلامی خواهند آفرید.
با سلام من عكاسی از گرگان هستم عكس های مالزیت خیلی زیبا بود مخصوصا اوون ازدواجه
آقای نادر من یه برادر مسلمان هم زبان و هم وطنم و ارحجیت دارم. اگر در خانواده تان کسی است که از سنت نبی پیروی می کنه و صیغه می شه یه خبر به ما بدین. التماس دعا
به نظر بنده صیغه متعه سنت پیغمبر (ٌص) است و هر گونه بد گویی در این مورد مصداق شرک در دین است چه اشکال دارد تعدادی از خانواده ای فقیر تحت پوشش برادران مسلمان مالزیا یی ما در بیایند- نکاح متعه یکی از جلوه های زیبای شیعه است که ان شالل نصیب همه خواهران مجردی که نمی توانند به عقد دایم در بیایند بشود.
تا امشب نمی دونستم که این خانم واسه چی دنبال زن دوم برای شوهرش می گرده تا وبلاگتو خوندم؛ همسر یکی از فامیل های ما یک زن اسپانیایی است که در لندن زندگی می کنه و مسلمان نیست! به خاطر این که یک پیشگو بهش گفته بود این دفعه که بری ایران جنازه خودت یا شوهرت برمی گرده حاضر نشد برای عمل جراحی هراه شوهرش به ایران بیاد و این مرد اونقدر در انتظار عمل جراحی در لندن تو صف موند تا سرطان تمام وجودش گرفتو فوت کرد در صورتی که دکترها در ایران خیلی زودتر تشخیص سرطان داده بودن که قابل پیشگیری هم بود، این مرد ایرانی حاضر نشد بدون همسرش در ایران عمل کنه و همسرش هم به ایران نیامد؛د اون دایی من بود
سلام من واقعا از این مطلب حیرت زده شدم ججججاااااااااااااااااللللللللببببببب بود. اگر خواستی از وبلاگ من دیدین بکن در ضمن شک بخودت راه نده من همون کیارش خستم که فکر می کنی بچه ی مهدی و منصوره
به نام خدا و با سلام اول تشكر می كنم از خانم مطلق به خاطر مطالب جالب و ارزشمندشون. و بعد... : نمیدونم چرا ما ایرونی ها تا اسم زن و برنامه های مرتبط با او می آید؛ چشممون از همه ی جنبه های این جنس انسانی بسته میشه و فقط مسائل خاصی رو كه مربوط به ....... است میبینم (اگه ما هم اینطور بگیم چه فرقی با همسایه خانم مطلق داریم؟ ما هم داریم به زن به عنوان یك كالا نگاه می كنیم.). حالا اگه یه ردپایی هم از دینمون باشه كه دیگه بیا و ببین، زمین و زمان و همه ی مسائل دینمون رو از مقدسات و بدیهیات گرفته تا تسبیح گرفتن فلان خشكه مقدس محلمون رو به هم بافته و حساب همه رو با هم صاف میكنیم. تا اینجای حرفم خطاب به "بهبهانی" و "مسلمون مصالحه جو" بود. ولی خانم مطلق به نظرم یه كم شما هم كم انصافی كرده اید در مورد این مسأله ای كه در اسلام پذیرفته شده است.( دقت كنید كه دین ما اون رو الزامی نكرده است كه) والا ما تو این سی و خورده ای سنی كه گرفته ایم از خدا، فكر كنم پنج مورد صیغه رو دیدم(البته قانونی و اونجوری كه اسلام مجاز دونسته- وگرنه زنان بدكاره و حاج آقا نماهای مصلحت اندیش رو هم دیده ایم كه كلاه شرعی میذارند) كه بنا بر مصلحت بوده و خانواده هایی تونستند مشكلاتی رو برطرف كنند. خواهش می كنم اگه در مورد مسائل مذهبمون صحبتی میخواد بشه؛ یه كم با دقت بیشتر و مطالعه و آگاهی بیشتری از مبانی و اصول دینمون این كار انجام بشه؛ كه كم لطفی هم نكرده باشیم. نمونه اش اینه كه در همین مورد صیغه اگه بدونید طرفین شروط خیلی زیادی میتونند بذارند حتی خانم میتونه شرط عدم نزد.... رو بذاره؛ پس خیلی با دید خصمانه به احكام این دین نگاه نكنید و اعمال یه مشت مصلحت اندیش و كوته فكری كه ظاهری اسلامنما دارند را به حساب اسلام نذارید. ببخشید خیلی پرحرفی كردم. خانم مطلق این دفعه اولی بود كه به وبلاگ شما سر میزدم، خیلی ممنون از زحمتتون، واقعا دستمریزاد؛ كه خیلی اطلاعات با ارزشی رو به ما نشون میدید. همیشه موفق باشید. (نفیسه ی مطلق: ممنون از اظهار نظر و دقت شما)
Agha ya Khanoome Behbahani, Ajab inke shoma az avaghebe naghde sarihe ghavanin eslami va sonnate Piambar bi khabar hastid
عجیب این دینی است که ما اونو پذیرفته ایم که مجوز این کار غیر انسانی را می دهد. و وقتی همچین اتفاقاتی میافته میگم عجب افراد نادانی. مثل این تا حالا هیچکس نمی دونست پیامبر و خلفا وامامان و مراجع تقلید وجدیدا" نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم چند زنه بودند و هستند . پس خبرنگار افتخاری ببینید که فهم شعور همچین خانم مالیزیایی از علم بیشتر تاثیر گرفته یا از دین . اون اوقت ایراد کار معلوم میشود.
سلام ممنون از اینكه خبری از خودت دادی دلم برایتون خیلی تنگ شده بود اما گویا حیاتنو و دوستانم در آن تبدیل به رویایی شدهاند كه نمیدانم كی در ذهنم جا داشتهاند. اصلا به خاطر نمیآورم كه همهاش ملموس و واقعی بود. حالا فقط یك خاطرهاست و گاهی همراه با افسوس به هر حال از اینكه خوبی و داری مینویسی خوشحالم لینكت را میگذارم در اشراق دوباره سر میزنم راستی مطلب خوبی بود... .
جل الخالق!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام وب شمارو من خیلی وقت است که بازدید میکنم . عکساتو عالی ومورد علاقه من است .. من عاشق عکاسی هستم . همه وجود وامید من به هنر عکاسی است . میخام تواین رشته کار کنم و پیشرفت کنم . ساکن یکی ازشهرهای دورافتاده استان ایلام هستم . محدود ومحروم .به وب من سری بزنید ... نفیسه مطلق: ممنون از لطف شما. امیدوارم موفق باشید.
موضوع جالب و البته دردآوری است. جالب از آن رو كه تحصیلكردهای در آمریكا چنان نگرشهایی دارد كه برشمردید و دردآؤر بدان جهت كه زنان ایرانی را كالایی فرض كرده كه 2.5 تا 3 میلیون تومان قیمت دارند و البته با تاریخ مصرف معین! شاید این نگرش را بتوان حقیر شدن جامعه و به خصوص زنان ایرانی تعبیر كرد. شاید هم عدهای گمان كنند كه بالاخره نگرش شان به خارج از مرزهای میهن اسلامی هم رسیده و توانستهاند در امر مقدس صادرات اسلام موفق عمل كنند.
salam mese hamishe matlabet ghashang va shiveye negareshet ghashangtar bood. adam faght barash afsos mimone ke ye ede chejori afsere ahmaghanei ro ba kamale rezayat be be gardan mindazan. age jat bodam be zane migoftam sab kone va bebine ke hich etefaghi nemiofte . afsos az inke ma male khodemon zendegi nemikonim
هیچ قسمت این پست به اندازه این چند جمله عجیب نبود:«این زن در آمریکا در رشته ی Business تحصیل کرده است و در هر سه شرکت همسرش شریک است. کار می کند و چهار فرزند دارد و قضیه اش با زنان بی سواد روستایی ما متفاوت است. او می گفت چند همسری در بین مردان مالایی پیروی از سنت پیامبر است و اکثرا بعد از پیشرفت مالی مختصری گرفتن زن دوم ، سوم و یا چهارم را در اولویت کارهایشان قرار می دهند.» واقعاً آدم میماند در بهت و حیرت و ترس!!