ششمین شماره ی ماهنامه ی مونوریل به موضوع زنان در مالزی پرداخته است. در این شماره گفتگویی داشتم با یکی از فعالان حقوق زن این کشور که در دو بخش بر روی وبلاگ می گذارم
****************
با ورود به اتاق و دیدن پروندههایی قطور با عناوین "تجاوز"، "مهاجرین غیرقانونی"، "خشونتهای خانوادگی" و چند پوستر با محتوای برابری حقوق ضد و مرد، مطمئن شدم که پا به حریم یکی از فعالین واقعی جنبش حقوق زنان گذاشتهام. شخصی که با سخنرانیهای اخیرش در مخالفت با فتوایی که مسلمانان را از تمرین یوگا منع می کرد، سر و صداهای زیادی به پا کرد. با آیویجوزیه (Ivy Josiah) دربارهی مشکلات زنان مالزی و فعالیتهای سازمانهای غیردولتی مدافع حقوق زنان صحبت کردم. وی مدیر یکی از قدیمیترین و در عین حال فعالترین NGOهای فمینیستی در مالزی ست. ارگانی غیردولتی به نام "حمایت از زنان" که هدف اصلی خودش را پاسداری از حقوق زن بدون در نظر گرفتن مذهب و نژاد عنوان می کند. این مجموعهی 27 ساله، فعالیتش را به پشتیبانی از حقوق زنان مهاجر غیر مالزیایی نیز گسترش داده و تا به حال اقدامات قابل توجهی در مساعدت به این زنان و کودکانشان در برابر خشونت و سوء استفادهی جنسی انجام داده است.

قبل از شروع بحث، مشتاقم تعریف شما را از فمینیسم بدانم و اینکه چرا زنها در همهی جوامع احتیاج به حمایت دارند؟
برای فمینیسم تعاریف و اهداف زیادی مطرح می شود. از نظر من تولد تفکر فمینیسم به زمانی بر می گردد که زنها متوجه شدند در جامعه جنس دوم به حساب می آیند و مجبور به تبعیت از مقررات نوشته و نانوشتهای هستند که همه توسط مردان تعیین و به اجرا گذاشته شده است؛ قوانینی که گاهی در تضاد با حقوق انسانی و یا طبیعت زن بود. در این دوره بود که زنان، فعالیت خود را برای برابری حقوق انسانی و شهروندی زن و مرد آغاز کردند. من معتقد به یکی بودن زن و مرد نیستم چرا که بدون شک این دو جنس تواناییهای متفاوتی دارند اما در نهایت هر دو در مقام انسانی برابرند و باید از حقوق یکسان بهرهمند شوند. دفاع از حقوق زنان در فعالیتهای فمینیستی به معنای حمایت در تعریف سنتی نیست. "حمایت" در تعریف سنتی به این معناست که به زن گفته شود به دلیل خطرهای زیادی که در محیط بیرون وجود دارد از ساعت 7 عصر به بعد در خانه بماند و یا از آنجایی که در محیط کار مردهای زیادی هستند که ممکن است به او آسیب برسانند باید از کار کردن پرهیز کند. هدف ما در دفاع از حقوق زنان اصلاح تفکر در اجتماع و جلوگیری از این خطرها و آسیبهاست. ما معتقدیم اصلاح تفکر حاکم در یک جامعه از طرفی و تصویب قوانینی محکم در حمایت زنان از طرف دیگر، این آسیبها را کاهش می دهد و آمار خشونت علیه زنان را پایینتر میآورد.
هر جامعه در حوزهی حقوق زنان با یک سری مشکلات مشترک روبهروست اما در عینحال مشکلاتی نیز وجود دارد که منحصر به یک جامعه است و یا کمتر در کشورهای دیگر مشاهده میشود. ممکن است کمی ما را در جریان مشکلات عمده و خاص زنان در مالزی بگذارید؟
کاملا موافقم. تبعیض جنسی در موقعیتهای کاری، خشونتهای خانوادگی و بسیاری از مشکلات حقوقی در کشورهای مختلف یکسان است. اما در مورد مالزی باید به نکتهای اشاره کنم که موقعیت ما را در مقایسه با بسیاری از کشورها متمایز میکند. چندنژادی و چندمذهبی بودن مالزی، هم به صورت یک نقطهی قوت و هم به صورت یک مانع بزرگ جلوی فعالیتهای ما قرار دارد. بسیاری از کشورها مثل ایالات متحده و یا استرالیا و نیوزلند به همزیستی نژادهای مختلف در کنار هم افتخار می کنند. در حالیکه تبعیض و بیاحترامی به رنگ پوست و نژاد به صورت بسیار آشکار و عیان در سطح شهرهای این کشورها به چشم میخورد و به راحتی مشاهده میشود که افراد را با القاب زننده که نشان از تحقیر نژادی دارد صدا می کنند. در صورتی که شما در مالزی این بی احترامیها را در سطح جامعه نمیبینید. بدون شک ما از این همزیستی چند نژادی سود میبریم اما نکتهای که من به عنوان مانع به آن اشاره کردم قانونیست که حقوق زنان مسلمان را از سایرین جدا میکند. چیزی که ما در سالهای اخیر بیش از گذشته با آن روبهرو هستیم؛ نوعی تبعیض مذهبی. علاوه بر این موضوع، میتوانم به عنوان مثال به چند مشکل خاص زنان در مالزی نیز اشاره کنم از جمله؛ طولانی بودن مراحل طلاق، مشکلات حقوقی همسران خارجی مردان مالزی، قوانین مربوط به چند همسری و مهاجرین غیرقانونی که به دلایل سیاسی یا اقتصادی بدون هیچ کارت هویتی در مالزی زندگی میکنند و در برابر خشونت بسیار آسیبپذیر هستند.
پس شما معتقد نیستید که حقوق زنان مسلمان باید در یک دستهبندی جداگانه مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرد؟
شخصن به این موضوع اعتقاد ندارم. حقوق زنان مسلمان در مالزی در دادگاههای جداگانهای بررسی میشود و هر استان نیز قوانین خودش را اعمال میکند. در سالهای اخیر مالزی با یک موج اسلامگرایی روبهرو شده است. بحث من مخالفت با اسلامگرایی نیست اما این اتفاق مشکلاتی را در جامعهی چند مذهبی ما به وجود آورده که حقوقدانان را با چالشهای زیادی روبهرو کرده است. باید در نظر داشته باشیم که پیروان هر دین به باور مذهبیشان اعتقاد قلبی دارند و آن را درست و باعث رستگاری میپندارند. درعینحال حق مسلم هر کسیست که آگاهانه و با مطالعه دینش را تغییر دهد. آزادی مذهب اصلیست که در قانون اساسی مالزی آمده است اما برای مثال، مرد غیر مسلمان بعد از گرویدن به اسلام مجبور است همسرش را به تغییر دین وادار کند و در صورت امتناع زن، خانواده از هم گسسته میشود. در عین حال کودکان آن مرد نیز بنا به قانون مسلمان میشوند و مادر خانواده نمیتواند برای شکایت به دادگاه مدنی مالزی برود چرا که کودکان وی دیگر مسلمان به حساب میآیند و از این مرحله به بعد دادگاه شریعت مالزیست که میبایست به دادخواهی زن رسیدگی کند.