۱۵ مهر ۱۳۸۸
تست دموکراسی

اخیرا  گفتگویی انجام دادم با گایتریونکیتسواران، مدیر مرکز خبرنگاران مستقل مالزی  که در  آخرین شماره‌ی  مجله مونوریل به چاپ رسید.


در گشت و گذارهای اینترنتی، وب‌سایتی را دیدم متعلق به "مرکز خبرنگاران مستقل مالزی" که خبر اصلی خود را به نقش کاربران اینترنتی داخل و خارج ایران در اطلاع‌رسانی وقایع پس از انتخابات اختصاص داده بود. در بخش معرفی وب‌سایت، این مرکز یک ارگان غیردولتی و مستقل با هدف ارتقای یک جامعه‌ی دموکراتیک عنوان شده است؛ جامعه‌ای که در آن مردم حق دارند از آزادی رسانه‌ها، دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان برخوردار شوند. پیشینه‌ی فعالیت این مرکز به بحران‌های سیاسی 1998 مالزی برمی‌گردد. در آن زمان روزنامه‌نگاران مستقل این کشور در یک گروه پنج‌نفره اقدام به جمع‌آوری اطلاعات و توزیع آن به مردم و منتقدین کردند. بعد‌ها اعضای این گروه گسترش یافته و در ادامه‌ی فعالیت‌هایشان، مرکز خبرنگاران مستقل مالزی (CIJMalaysia) پا به دنیای مجازی اینترنت گذاشت. در گفتگویی با گایتری‌ونکیتسواران، مدیریت این مرکز، بیشتر با فضای رسانه‌ای مالزی و فعالیت‌های این سازمان آشنا می‌شویم.

 

CIJ.jpg


ابتدا کمی از شروع فعالیت این سازمان برایمان بگویید.

ما در سال 2001 ایجاد یک رسانه‌ی جایگزین (Alternative) را در فضای جامعه ضروری دیدیم و به همین دلیل در پروژه‌ای به نام (RadiQRadio) صدای خبرنگاران مستقل را از طریق یک شبکه‌ی رادیویی به گوش مردم می‌رساندیم. آن زمان تکنولوژی به اندازه‌ی امروز پیشرفت نکرده بود و برنامه‌های ما به صورت ضبط شده و از طریق نرم‌افزارهای ابتدایی شنیده می‌شد و گاهی دانلود یک برنامه ساعت‌ها به طول می‌انجامید. محدودیت در مدیریت این پروژه و ابزارهای تکنولوژی غیرپیشرفته ادامه‌ی مسیر را بعد از 3 سال متوقف کرد.

 

منظور از رسانه‌های جایگزین چیست؟ آیا رسانه‌های خصوصی در مالزی کفایت نمی‌کنند؟

ما رسانه‌ها را در مالزی به دو بخش دولتی و تجاری تقسیم می‌کنیم. البته بعضی‌ها به رسانه‌های تجاری عنوان خصوصی نیز می‌دهند اما نکته اینجاست که مدیران ارشد تمام این رسانه‌ها –چه مطبوعات و چه کانال‌های تلویزیونی- از طرف دولت منصوب می‌شوند. در واقع در بخش های خصوصی نیز نمایندگان دولت در راس مدیریت حضور دارند که به طبع محدودیت‌هایی را در ارائه دیدگاه روزنامه‌نگاران ایجاد می‌کنند.

 

بعد از توقف شبکه‌ی رادیویی فعالیت‌های این مرکز به چه صورت ادامه پیدا کرد؟

ما اکنون چهار هدف اصلی را برای این مرکز تعریف کرده‌ایم: 1) ترویج تمرین آزادی بیان، 2) متقاعد کردن افکار عمومی جهت تغییر بعضی سیاست‌ها و قوانین، 3) ارتقای آگاهی مردم درباره‌ی آزادی بیان و بسیج عمومی جهت رسیدن به آزادی مطبوعات و دسترسی به اطلاعات، 4) آسان‌سازی شنیدن صداها و نظرات مختلف افراد جامعه از طریق رسانه.

ما برای رسیدن به این اهداف به صورت مرتب مقاله‌هایی را در مطبوعات به چاپ می‌رسانیم و هر سال نیز جزواتی را با مرور آنچه در مطبوعات و رسانه‌های مالزی اتفاق افتاده است منتشر می‌کنیم. در‌عین‌حال برگزاری سخنرانی و کمپین‌های متعدد از جمله فعالیت‌های اصلی این مرکز به‌شمار می‌رود.

 

تا به حال در چه مواردی کمپین برگزار کرده‌اید و به چه نتایجی رسیده‌اید؟

ما در سال 2004 با برگزاری سخنرانی‌ها و کمپین‌هایی که با انجمن‌های غیردولتی دیگر سازمان‌دهی شده بود علیه بعضی قوانین موجود اقداماتی انجام دادیم. حدود 10 قانون در بین قوانین مالزی وجود دارد که اکثرن در زمان انگلیسی‌ها به تصویب رسیده است و ما معتقدیم که آن‌ها نیاز به بازنگری جدی دارند. این‌ها قوانین بسیار کلی هستند که به خاطر عدم تعریف دقیق و جزیی به راحتی فعالیت‌های رسانه‌ای را محدود می‌کنند. البته تا به حال موفق به تغییر هیچ قانونی نشده‌ایم اما برای اولین‌بار این موضوع به عنوان یک بحث داغ به مجلس کشیده‌ شد تا جایی که سیاستمداران حزب بارزان‌ناسیونال هم آزادانه نظر مخالف خودشان را درباره‌ی این قوانین ابراز کردند. باید تاکید کنم که ما در این کمپین تنها نبودیم و همراه با گروه‌های زیادی توانستیم به ملاقات سیاستمداران برویم و با آن‌ها به صراحت صحبت کنیم.

در سال 2005 کمپین دیگری برگزار کردیم با هدف دسترسی آزاد مردم به اطلاعاتی که در اداره‌های دولتی بایگانی و گاهی مسکوت می‌‌شوند. البته این کمپین که همچنان نیز ادامه دارد تنها در سطح استان سلانگور  است. ما از نمایندگان و قانون‌گذاران این استان خواسته‌ایم تا به مردم اجازه دهند به محتوای اطلاعاتی که به عموم ارتباط پیدا می‌کند دسترسی یابند. با توجه به لابی‌هایی که با نمایندگان مربوطه انجام شده امیدواریم در جولای همین سال (2009) این قانون بررسی شده و بعد از گرفتن آرای اکثریت در ماه مارچ به اجرا گذاشته شود.

از دیگر فعالیت‌هایی که می‌توان به آن اشاره کرد کمپین "سلامتِ خبرنگاران" است. ما در تلاش هستیم با آگاه‌سازی خبرنگاران از حقوق‌شان و برجسته کردن خبر برخوردهای فیزیکی که پلیس و گاهی سیاستمداران با خبرنگاران دارند به احیای حقوق حرفه‌ای این صنف بپردازیم.


 
آیا تا به حال موارد حادی از برخورد پلیس با خبرنگاران در مالزی گزارش شده‌است؟

البته وضعیت مالزی نسبت به بسیاری از کشورها مسالمت‌جویانه است. ما تا به حال گزارشی از قتل یا شکنجه‌ی خبرنگاران نداشته‌ایم در حالی که کشور فیلیپین طی 8 سال، دست‌ِکم قتل 40 خبرنگار را اعلام کرده است. در واقع فعالیت های ما یک اقدام پیشگیرانه به حساب می‌آید. چندی پیش یکی از خبرنگاران در استان جوهور مورد ضرب و شتم قرار گرفت و مدت‌ها در وضعیت کما به سر می‌برد. ما نباید بگذاریم مردم و سایر خبرنگاران از این مساله به راحتی عبور کنند. به همین دلیل معتقدیم علاوه بر آگاه‌سازی افکار عمومی باید به آموزش خبرنگاران نیز بپردازیم.

 

پس در این مرکز فعالیت‌های آموزشی نیز انجام می‌شود.

بله، البته ما خودمان با خبرنگاران قرار ملاقات می گذاریم. به نظر من سطح دانش عمومی خبرنگاران ما از حقوق صنفی خودشان پایین است و اگر در این مرکز کلاس‌های آموزشی برگزار شود با استقبال رو‌به‌رو نخواهیم شد. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم خودمان به دیدار خبرنگاران برویم و ذهن آن‌ها را با ضعف قوانین موجود و نقض حقوق خودشان درگیر کنیم. برای مثال ماه گذشته دیداری با جمعی از خبرنگاران استان پینانگ داشتیم و درباره‌ی همین مسایل به گفتگو پرداختیم.

در کنار خبرنگاران حرفه‌ای، این مرکز گاهی کلاس‌هایی برای جوانان علاقمند نیز برگزار می‌کند. در این کلاس‌ها سعی می‌کنیم به سرعت از مباحثی چون نوشتن گزارش و تهیه مصاحبه بگذریم و بیشتر با آن‌ها راجع به آزادی بیان، قانون مطبوعات و اخلاق حرفه‌ای این رشته صحبت کنیم.

 

در کشورهای دیگر نیز "مرکز انجمن خبرنگاران مستقل" وجود دارند. آیا این مراکز به هم وابسته‌اند؟ در واقع آیا شما شعبه‌ای از یک انجمن بین‌المللی هستید؟

خیر. اتفاقن برای من هم جالب بود که در بعضی از کشورها با همین عنوان مراکزی در حال فعالیت هستند. البته ما سعی کرده‌ایم با مراکزی که در منطقه‌ی جنوب شرق آسیا اهداف مشترک داریم ارتباط بگیریم و اطلاعات رد و بدل کنیم اما ارتباط سازماندهی شده با هم نداریم.

 

بنابراین ممکن است توضیح دهید که بودجه‌ی شما به عنوان یک انجمن غیردولتی از کجا تامین می‌شود؟

سازمان‌های بین‌المللی زیادی هستند که به انجمن‌هایی مثل ما کمک می‌کنند. البته کمک مالی آن‌ها بیشتر شبیه به اعطای یک بودجه‌ی مشخص در ازای یک برنامه‌ی هدفمند است. ما برنامه‌ها، ریز فعالیت‌ها، و اهداف‌مان را توضیح داده و آن‌ها بعد از بررسی بودجه‌ای را برای اجرای پروژه تخصیص می‌دهند. بعد از اتمام کار نیز ما موظف هستیم گزارشی از نتایج به‌دست آمده تحویل آن‌ها بدهیم.

برای مثال 3 سال پیاپی است که مرکز ما با حمایت مالی یکی از این سازمان‌ها، پروژه‌ی بسیار جالبی در ارتباط با زنان شهرهای کوچک و روستاهای مالزی انجام می‌دهد. در این پروژه از زنان می‌خواهیم تا داستان یا گزارشی تهیه کنند. ما آن‌ها را در یافتن و انتخاب سوژه آزاد می‌گذاریم. بعد از انتخاب گزارش‌های برتر به افراد چگونگی ضبط، میکس و پردازش مقدماتی صدا را تعلیم داده و در نهایت از آن‌ها می خواهیم تا گزارش‌هایشان را با صدای خودشان بخوانند و ضبط کنند. در این پروژه ی سالیانه جوایزی نیز به بهترین گزارشگران اهدا می‌گردد. راستش را بخواهید این پروژه یکی از لذت‌بخش‌ترین و جذاب‌ترین فعالیت‌هایی‌ست که در برگزاری آن شرکت کرده‌ام. شنیدن گزارش‌های واقعی که اکثرن راجع به خشونت‌های خانگی و مشکلات اجتماعی‌ست و از زبان شخصیت‌های حقیقی داستان روایت می‌شود بسیار تاثیرگذار است. امیدوارم روزی موفق شویم این داستان‌ها را از طریق ایستگاه‌های رادیویی سراسری به گوش مردم مالزی برسانیم.

 

 برخورد دولت با مرکز شما به خاطر دریافت کمک های مالی از کشورهای خارجی چگونه است؟

در ابتدای کار کمی قبول این مساله برای دولت سخت بود. اما ما با شفاف‌سازی مشکلات را پشت سر گذاشتیم. در واقع ابتدا از دولت درخواست کمک مالی کردیم و زمانی که با پاسخ منفی آن‌ها روبه‌رو شدیم از سازمان‌های بین‌المللی تقاضای حمایت کردیم و در زمان اجرای پروژه، اطلاعات مربوط به اسپانسر مالی را به طور شفاف و بی‌پرده بر روی وب‌سایت قرار دادیم. البته ما دیگر به بعضی مشکلات عادت کرده ایم و سر و کار داشتن با آن‌ها را جزو کارمان می دانیم.

 

در نهایت صحبت‌هایمان به مسائلی پیرامون محدودیت‌های رسانه‌ای و تعیین خط مشی‌هایی که دولت مالزی با روش‌های مصالحه‌جویانه برای خبرنگاران تعیین می‌کند ادامه پیدا کرد. برای گایتری توضیح دادم که من به عنوان یک ناظر غیرمالزیایی نسبت به سال 2004 که وارد این کشور شده‌ام شاهد باز شدن فضای رسانه‌ها هستم و معتقدم پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در مطرح شدن معضلات اجتماعی و نقدهای صریح سیاسی در سطح مطبوعات و حتی تلویزیون مالزی اتفاق افتاده است اما گایتری نیز مثل تمام فعالان این حوزه انتظارهای بیشتری از وضعیت آزادی بیان در کشورش دارد و با دلسوزی و نگرانی به آینده و مسایل این حوزه نگاه می‌کند. هر چند او خشنود است که کشورش از برخوردهای شدید فیزیکی پرهیز می‌کند اما سیاست‌های دولت را "کنترل با کیک و کافی" می‌نامد و معتقد است روزنامه‌نگاران نباید بگذارند که دولت ولو با مصالحت دستیابی آن‌ها را به رسانه‌های آزاد به تاخیر بیاندازد.

 

داستان گو [ ۱۵ مهر ۱۳۸۸ ]

پس مالزی بهشتی برای خبرنگاران است/.


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.